محصولات فکری معرفتی در چند دهه اخیر ایران همواره با دشواریهای گریز ناپذیری مواجه بوده اند. از یک سو اهتمام بر حل مسائل و مشکلات روز جامعه، کنش گران فکری-فرهنگی را وادار به ترجمه وتا حدی واردات بی رویه نسخه های رایج در دنیای مدرن می نمود که بعضا سنخیتی با شرایط ایران نداشته یا دسته کم نیاز به یک خوانش متناسب با شرایط ایران را داشته اند. از سوی دیگر در برخی از مقاطع زمانی سیطره برخی از این نسخه ها چنان جدی میشد که حتی جریانهای رقیب هم بصورت گریزناپذیری به گونه ایی خود را وقف نقد این الگوهای رایج می نمودند که اصالت و پویایی خود را ازدست داده و هویت مشخصی ورای نقد گفتمان رایج نداشته اند. بعنوان مثال اندیشه های مارکسیستی و اخلافش چنان بر فضای فرهنگی سیاسی ایران سیطره داشتند که حتی قرائت دینی رقیب ایشان در دهه 50 و 60 شمسی که به حکومت دست یافت روایتی چپ گرایانه ازآموزه های دینی محسوب میشد. در نتیجه بخش موثرجریان روشنفکری ایران در دهه 70 بر نقد این پارادایم رایج متمرکز گردید. به همین دلیل جریان روشنفکری در این دوران به طور نامتوازنی بر مباحث معرفت شناختی تکیه داشت تا بتواند بنیانهای پاردایم چپ را به نقد کشد. بسیاری از مباحث سیاسی و جامعه شناختی به کناری نهاده میشدند چراکه اساسا به کار نقد آن گفتمان رایج نمی آمدند وحتی مباحث دین پژوهی شایع در آن دوران هم، عمدتا از منظر معرفت شناختی مورد عنایت قرار میگرفتند.
ملزومات استفاده از مطالبات اقتصادی در جهت نیل به دموکراسی
علی برزگر:شرایط فعلی ایران با کدامیک از الگوهای گذار به دموکراسی مطابقت دارد؟ آیا مطالبات اقتصادیِ طبقات اجتماعی میتوانند به کمک جنبش دموکراسی خواهی ایران بیایند؟ اگر میتوانند الگوی مناسب تحلیلی برای تبیین رابطه دولت و مفهوم پیچیده طبقه در ایران چیست؟ آیا بحران اقتصادی فعلی میتواند کمکی به فرآیند گذار به دموکراسی کند یا باعث تضعیف این فرآیند خواهد شد؟ رشد یا رکود اقتصادی در ایران چه تاثیری بر پیش شرطهای اجتماعی دموکراسی سازی دارد؟ نهایتا ریشه های سیاسی بحران حاضر در اقتصاد ایران چیست و برای بسیج مطالبات اقتصادی به چه گفتمانی نیاز است؟
محمدعلی کدیور: جنبش سبز پیرامون یک انتخابات متقلبانه شکل گرفت. این جنبش اما اولین مورد از چنین خیزش هایی نبود. موارد چندی از این خیزشها در چندین سال اخیر منجر به برخی تغییرات سیاسی مهم شدند. در بعضی موارد که بیشتر آنها در کشورهای پساکمونیستی بودند، خیزش های انتخاباتی منجر به تغییر نتیجه انتخابات شدند. این موارد عبارت اند از فیلیپین (1986)، صربستان (2000)، گرجستان (2003)، قرقیزستان (2005، 2010)، و اوکراین (2004). در بسیاری موارد اما رژیم های حاکم اعتراضات را سرکوب کردند، و وضعیت آزادی های سیاسی نسبت به پیش از انتخابات نیز افول کرد. این موارد عبارت اند از ارمنستان (1996، 2003)، آذربایجان (2000، 2003، 2005)، بلاروس (2001، 2004، 2006)، اتیوپی (2005)، پرو (2000)، صربستان (1997)، برمه (1996)، الجزایر (1992)، توگو (2005)، و ایران (2009) [1]. در حوزه علم سیاست پژوهش های متعددی درباره این اعتراضات انتخاباتی انجام شده است، که در نوشته حاضر به مرور آنها می پردازیم. پژوهش های صورت گرفته را به طور کلی به دو دسته می توان تقسیم کرد، دسته ای که در پی تبیین اعتراضات انتخاباتی بوده اند، و دسته ای که در بین تبیین خیزش های انتخاباتی موفق در مقایسه با موارد ناموفق بوده اند.
گروه سیاست داخلی: یکی از مباحث کلیدی مطرح شده در رسانه ها در حوزه جنبش سبز، نسبت شعارهای داده شده توسط معترضین با خواست اکثریت جنبش می باشد. موضوع فوق الذکر نه تنها در رسانه های خارج از کشور بلکه در رسانه های داخل کشور و صدا و سیمای رسمی ایران مورد بحث قرار گرفت. موضوع شعارهای خیابانی به یکی از مباحث مهم در ایران برای حمله سیاسی به سران جنبش بدل شد. گروهی از نمایندگان مجلس، حامیان رهبری و رسانه های طرفدار حاکمیت، خواهان براءت موسوی و کروبی از شعار دهندگان علیه رهبری نظام شدند.
نگاهی سنجشگرانه به کتاب «الهیات و عقائد در اسلام»
الهیات و عقائد در اسلامِ اهل سنت: اخوان المسلمین، اشعریگرایی و اهل سنتِ سیاسی[1]، نوشتهی جفری ر. هالوِرسون[2]، انتشارات پالگریو مکمیلان[3]، نیویورک، ۲۰۱۰.
یاسر میردامادی: خیزشهای اخیر در کشورهای عربی-اسلامیِ منطقهی خاورمیانه و شمال افریقا، بار دیگر نگاهها را متوجه نسبت اسلام با تحولات جهان جدید ساخته است. این توجه که با انقلاب پنجاه و هفت ایران صورت تازهای به خود گرفت و با بمبگذاری برجهای دوقلوی ساختمان تجارت جهانی امریکا در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به اوج خود رسید، اکنون با خیزشهای فوق الذکر میرود که صورت جدیدی به خود بگیرد. درست چند ماه پیش از شکلگیری این خیزشها، جفری هالوِرسون، استاد مطالعات اسلامی دانشگاه ایالتی آریزونا، کتاب الهیات و عقائد در اسلام اهل سنت را در باب اخوان المسلمین مصر منتشر کرد. او، که خود مدت کوتاهی در مصر درس خوانده است، در این کتاب موضع دینشناسانهی اخوان المسلمین را موضعی میانهرو و گشوده به تحولات جهان جدید ارزیابی میکند. او معتقد است افول علم الهیات (و نه فلسفه) در جهان اسلام، به شکلگیری تاریکاندیشی و بسته شدن مسلمانان نسبت به تحولات مدرن یاری رساند. او بر خلاف نظر مشهور معتقد است الهیات اشعری امکان زیادی برای شکل دادن به «لیبرالیسم اسلامی» دارد و برای نیل به چنین مقصودی نیازی به الهیات معتزلی نیست. به نظر او دشمن آزاداندیشی در جهان اسلام نه الهیات اشعری که رویکرد الهیات گریزانه و نصگرایانهی اهل حدیث و اثریّه است. آنچه در پی میآید روایتی سنجشگرانه از این کتاب است.
گروه دین پژوهی: در میان جنبههای مختلفی که محققان غربی برای شناخت اسلام به پژوهش در باب آنها پرداختهاند، اخلاق سیاسی اجتماعیِ اسلام از جایگاه ویژهای برخوردار است. یکی از کتابهایی که در چند سال اخیر در این زمینه نوشته شده است، کتابی است با عنوان «چشماندازهای اخلاق اسلامی» (Muslim Ethics: Emerging Vistas) نوشتهی دکتر امین ب. ساجو (Amyn B. Sajoo). ساجو اکنون استاد دانشگاه سیمون فرایزر در ونکووِر کانادا ست. او ویراستار کتاب جامعهی مدنی در جهان اسلام: چشماندازهای امروزین (2002) (این کتاب توسط نشر "فرزان روز" به فارسی ترجمه شده است) و نیز نویسندهی کتاب کثرتگرایی در جوامع قدیم و دولتهای جدید (1994) است. کتاب چشماندازهای اخلاق اسلامی را انتشارات آی. بی. توریس (I.B.Tauris) با همکاری موسسهی تحقیقات اسماعیلی لندن در سال 2007 منتشر کرده است.